وقتي تركي بلد نيستي….

آوریل 9, 2009 at 11:38 ق.ظ. 2 دیدگاه

چقدر بده آدم از تركي هيچي نفهمه، ولي از يه آهنگ تركي خوشش بياد و بخواد زمزمه اش كنه. فاجعه اي كه پيش مياد يه چيزي تو همين مايه هاست: بيلمردين حياتي نينديري اولدون، بيگيلي بيگيلي بيگولدون، (اينجا يه سري واژه هاي نامفهوم تلفظ ميشه)!!!!
اين آهنگي كه به نحو ديوانه واري دوستش دارم و به شكل دردناكي زمزمه اش ميكنم، يه آهنگ بسيار زيبايي است از خواننده ترك kenan dogulu به اسم bas harfi ben. هم موسيقي و صداي kenan dogulu بسيار زيباست، هم ويدئو كليپش. حدود 2 ساله كه آهنگ رو گوش ميكنم و لذت ميبرم.

ورودی دسته‌بندی شده در: متفرقه. برچسب‌ها: , , , .

چرا خاتمي يك «اتوبوس» به حساب نمي آيد؟! دموكراسي تا كجا؟!

2 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. مهران  |  آوریل 10, 2009 در 9:55 ق.ظ.

    یادمه آخرین روزایی بود که من ایران بودم این ترانه منتشر شد. نمی دونم چرا اون وقت خوشم نیومد ازش. اما حالا که باز گوش کردم تا برات ترجمه اش کنم فکر کردم کار بدی نبوده. ظاهرن واقعن آدما تو غربت تغییر می کنن D: به هر حال، شعر و ترجمه اشو به تو کوروش عزیز تقدیم می کنم که خاطرات روزهای خوب مصاحبت مجازی با تو رو همیشه تو ذهنم دارم:

    Baş Harfi Ben

    Gidince anlıyorum, her şeyini özlüyorum
    Tenin benim gibi, kokunu içime istiyorum
    Öpünce anlıyorum; ben seninle yaşıyorum
    Gün birden beri kaç kere yoruluyorum

    Birden bire hayatının tümü oldun
    Gecelerine gün gibi doğdun
    Gidersen bir gün biri üzülür çok
    Hayatının tümü oldun
    Gecelerine gün gibi doğdun
    Gidersen bir gün biri kırılır çok
    Adı lazım değil, baş harfi ben

    Festival gibisin, katılmak istiyorum
    Önlerden yer kapıp, gözünü kalbime bekliyorum
    Asaletinin bedeli, çok kölen var belli
    Hem biraz deli, azdan çok da serseri
    Adı lazım değil baş harfi ben

    Birden bire hayatının tümü oldun
    Gecelerine gün gibi doğdun
    Gidersen bir gün biri üzülür çok
    Hayatının tümü oldun
    Gecelerine gün gibi doğdun
    Gidersen bir gün biri kırılır çok
    Adı lazım değil, baş harfi ben

    حرف اولش من

    هرچه پیش می روم می فهمم، دل تنگ همه چیزت می شوم
    بدن ات را مثل خودم، بویت را در وجودم می خواهم
    وقتی می بوسم می فهمم، من به واسطه ی تو زندگی می کنم
    روز یک هو چقدر عاشق می شوم

    ناگهان تمام زندگی اش شدی
    مثل خورشید در شب اش طلوع کردی
    روزی اگر بروی کسی خیلی دل آزرده خواهد شد
    تمام زندگی اش شدی
    مثل خورشید در شب اش طلوع کردی
    روزی اگر بروی کسی خیلی دل آزرده خواهد شد
    اسمش لازم نیست، حرف اولش من

    مثل فستیوالی، می خواهم شرکت کنم
    از انظار غیبم بزند، چشم ات را برای دلم انتظار می کشم
    به بهای نجیب زادگی ات، آشکارا غلامان بسیار داری
    کمی هم مجنون، کم و بیش لاابالی
    اسمش لازم نیست، حرف اول من

    ناگهان تمام زندگی اش شدی
    مثل خورشید در شب اش طلوع کردی
    روزی اگر بروی کسی خیلی دل آزرده خواهد شد
    تمام زندگی اش شدی
    مثل خورشید در شب اش طلوع کردی
    روزی اگر بروی کسی خیلی دل آزرده خواهد شد
    اسمش لازم نیست، حرف اولش من

    *****************************************

    كوروش: مرسي مهران جان! خدا يك در دنيا، صد در آخرت خيرت بده!

    پاسخ
  • 2. پرستو ارسطو  |  آوریل 14, 2009 در 10:02 ب.ظ.

    کوروش عزیز

    خوشحالم که ترکی هم بلدم

    به روزم پسر باهوش

    و منتظر نقد با ارزش ات
    با درود

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


برترین مطالب

  • هیچکدام

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.