چرا خاتمي يك “اتوبوس” به حساب نمي آيد؟!
مارس 5, 2009
چند شب پیش با یکی از دوستان در فیسبوک چت میکردم، بحثمان به اهمیت ثبات فکری و پرهیز از تلوّن و تذبذب در آرا و نظرات كشيده شد. دوستم جمله بسيار قشنگي را در همين مورد گفت: «آدم بايد مث يه اتوبوس باشه، بايد راه خودش رو بره جلو، هر كس خواست سوار بشه و هر كس خواست پياده بشه».
از طرف ديگه با توجه به مطرح بودن بحث انتخابات رياست جمهوري و نيز كانديداتوري سيد محمد خاتمي، پيش خودم مقايسهای انجام دادم و بررسی کردم که چرا به پرچمدار اصلاحات! انگ «تذبذب» و ناپايداري زده ميشود و در اصطلاح او را یک “اتوبوس” به حساب نمیآورند؟
طبیعی است یک “اتوبوس” (طبق آن جمله مذکور) باید 2 ویژگی مهم و برجسته داشته باشد؛
1. ثبات فکری و عقیدتی
2. هماهنگی بین اندیشه و عمل
یعنی بر اساس این دو اصل، فردی “اتوبوس” است که در طول زمان یک خط فکری ثابت را دنبال کند و دیگر آنکه بر اساس همان عقایدی که دارد عمل نماید و کوتاه نیاید و کج نرود!
اما درمورد خاتمی کدامیک از این شرایط برقرار است و کدامیک در او وجود ندارد؟ خاتمیای که داریم دربارهاش صحبت میکنیم طبیعتا خاتمی دههی 70 و 80 است. از خاتمی دهه 60 به دلایلی چشم میپوشیم.
خاتمی سیاستمدار (دهه 70 و 80) دارای یک ثبات فکری و نظری قابل توجه بوده است. این ثبات آنقدر زیاد و آشکار بوده که گاهی به «گیر کردن سوزن» و «درجا زدن» تعبیر شده است. تقریبا از انتخابات دوم خرداد 76 به این طرف، چند هزار ساعت سخنرانی خاتمی را در ذهن دارم درمورد اهمیت آزادی و دموکراسی، نسبت دین و آزادی، نسبت دین و دموکراسی، و… . همیشه هم تقریبا از کلمات و جملات یکسانی استفاده کرده است. به جد معتقدم که این حرفها فقط حرف نبوده و خود خاتمی نیز واقعا به آنها اعتقاد دارد.
از طرف دیگر میدانیم که خاتمی چندان در راه عملی کردن عقایدش از خود پایداری نشان نداده است. یعنی همیشه میگفته دموکراسی، ولی به راحتی حرف رهبر و شورای نگهبان را پذیرفته و انتخابات مجلس هفتم را برگزار کرده است. از آزادی بیان و عقیده صحبت کرده ولی از زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی مثل اکبر گنجی و عماد باقی و مرحوم اکبر محمدی و…. حمایت نکرده است و…. .
بر همین اساس نیز هست که خاتمی را یک چهرهی فرهنگی میدانیم، نه یک چهرهی سیاسی و او را بیشتر به عنوان یک روشنفکر قبول داریم تا یک سیاستمدار. لازمهی کار یک سیاستمدار «عمل کردن» بر مبنای یک خط فکری است؛ اما برای یک روشنفکر همان «فکر کردن» کفایت میکند.
طبق مطالب گفته شده در بالا، خاتمی “اتوبوس” هم به حساب نمیآید. چرا که بین حرف و عملش هماهنگی و تطابق وجود ندارد. در آینده نزدیک مطلبی خواهم نوشت تحت عنوان “چرا نمیتوان به خاتمی اعتماد کرد؟” که پایه اصلی آن بر استدلالات همین نوشته استوار خواهد بود.

Entry Filed under: سياست, متفرقه. برچسبها: هماهنگي بين انديشه و عمل, انتخابات رياست جمهوري, اتوبوس, ثبات فكري, خاتمي.
4 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
پرستو ارسطو | مارس 11, 2009 at 12:53 ب.ظ
کوروش عزیز
حالا راستش را میخواهم از زبانت بشنوم ایشان “اتوبوس” هست یا نه؟
2.
هیچ | مارس 18, 2009 at 5:57 ق.ظ
سلام تیری! اومدم اینجا مهمونی. بیرونم که نمی کنی. می کنی؟
به نظر من خاتمی درشکه هم نیست تا چه برسه به اتوبوس ( نه! تو رو خدا نزن!)
3.
پرستو ارسطو | مارس 28, 2009 at 3:12 ب.ظ
با با این اتوبوس را خاموش نمیکنی؟
لا پوزش از تاخیر در دید و باز دید عید
سفر بودم
گفتم مجالی ست برای درودی تازه با بهارانه ها
4.
مهرنوش | مارس 31, 2009 at 3:06 ق.ظ
سلام . مهرنوشم از سایت احساسات دات کام . سایت ما جاییه که می تونین صداتون رو به گوش عشقتون برسونین . حتی اگه گمش کرده باشین . ابزار رایگان وبلاگ در رابطه با عشق و احساسات هم براتون آماده کردیم . پیروز و پابنده باشید