استراتژی جدید اصلاح‌طلبان؛ دور زدن آرای خاموش!؟

ژانویه 20, 2009

1. چند روز پيش در خبرها داشتيم كه سيد محمد خاتمي رئيس‌جمهور سابق ایران درمورد انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده اظهار داشته است: «یا من در انتخابات شرکت خواهم کرد یا آقای میرحسین موسوی».

2. پس از افول جریان دوم خرداد در اوایل دهه‌ی 80 خورشیدی که به تبع عدم موفقیت اصلاح‌طلبان در پیشبرد پروسه‌ی توسعه‌ی سیاسی و پایین آمدن میزان مشارکت مردم در انتخابات به وجود آمد، همواره با واژه‌ای با نام «آرای خاموش» در ادبیات سران جنبش اصلاحات روبرو بوده‌ایم. اصلاح‌طلبان معتقدند درصد زیادی از مردم یا اعتماد خود را نسبت به انتخابات از دست داده‌اند، یا به تاثیر آن در روند حرکت کشور بی‌اعتقاد هستند یا به هر ترتیب با اصل نظام جمهوری اسلامی موافق نبوده و در نتیجه در انتخابات مختلفی که برگزار می‌شود شرکت نمی‌کنند. اصلاح‌طلبان به این افراد که حدود 30 تا 40 درصد از جامعه‌ی ایران را تشکیل می‌دهند «آرای خاموش» گفته و اعتقاد دارند که در صورت مشارکت آنها در انتخابات، جنبش اصلاحات پیروز صحنه‌های رقابت سیاسی در ایران خواهد بود. چرا که خواست عمومی «آرای خاموش» در ایران، مفاهیمی چون آزادی مطبوعات، آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر و… است که از کلیدواژه‌های مانیفست نانوشته‌ی اصلاح‌طلبان به شمار می‌رود.

با نگاهی به چند انتخابات اخیر که در اکثر قریب به اتفاق  آنها به شکست جنبش اصلاحات منجر شده است، همواره انگشت اتهام به سمت «آرای خاموش» نشانه رفته است. شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، مجلس هفتم و … از سوی اصلاح‌طلبان به حساب افرادی نوشته شد که به پای صندوق رای نرفتند. لذا یکی از تاکتیک‌های ستادهای تبلیغاتی احزاب اصلاح‌طلب، تحریک اقشار منفعل در انتخابات با ذکر این مسئله خطاب به آنان بود که: “شما مسئول وضعیت بد فعلی هستید، اگر شما در انتخابات منفعلانه عمل نمی‌کردید فردی مثل احمدی‌نژاد رای نمی‌آورد”. که البته این تاکتیک هر بار با شکست مواجه می‌شد و اصلاح‌طلبان در فعال کردن آرای خاموش به نفع خود ناموفق بودند.

3. با احتساب مورد فوق و نیز با در نظر گرفتن احتمال حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری، می‌توان به یک تحلیل مقدماتی در زمینه‌ی فعل و انفعالات محتمل در ترکیب آرای صندوق‌های رای دست یافت. این فعل و انفعالات احتمالی به عقیده‌ی من جزئی از استراتژی است که جناح چپ آنرا طراحی کرده است. آنها از روشن کردن آرای خاموش ناامید شده‌اند و به جای دل بستن به یک انتظار بیهوده، بازی را به زمین حریف (آرای سنتی اصولگرایان) کشانده‌اند. آرایی که همیشه به بهانه‌هایی چون «دفاع از آرمان‌های امام راحل» «پایبندی به ارزش‌ها» و «پاسداری از خون شهدا» و… به سبد اصولگرایان ریخته شده است. اصلاح‌طلبان که خود روزی جناح غالب حاکمیت و سمبل جمهوری‌‌اسلامی و مورد حمایت آیت‌الله خمینی بودند، بار دیگر درصدد باز پس‌گیری عنوان غصب‌شده‌ی خویش (پایبندی به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب) می‌باشند. بدین منظور، میرحسین موسوی نقش بیدار کننده و رجعت‌دهنده‌ی اقشار ارزشگرا را در انتخابات ایفا خواهد کرد. اقشاری که به دلیل تبلیغات جناح راست، به صورت سنتی از سال 68 به بعد همواره آرای خود را ارزانی اصولگرایان (محافظه‌کاران) داشته‌اند. اما انگار قرار است میرحسین این سنت را بر هم بزند. نخست‌وزیر محبوب سال‌های جنگ که به شدت مورد اعتماد و علاقه‌ی آیت‌الله خمینی قرار داشت، پس از عزلتی 20 ساله بار دیگر به تحریک دوستان عزم قدرت کرده و بنای آن دارد تا حزب‌اللهی‌های ایران را در شک و تردید قرار دهد؛ آیا به محمود احمدی‌نژادی رای دهند که تنها یکی‌ دو بار بنیانگذار جمهوری اسلامی را دیده یا به فردی که آیت‌الله خمینی او را به اسم کوچک صدا می‌کرده و با اصرار مکرر وی به نخست‌وزیری می‌رسیده است؟ آیا به فردی رای بدهند که دولت وی بارها ارزش‌های مورد اعتقاد انقلاب‌شان را زیر سوال برده (دوستی با مردم اسرائیل و….) یا به میرحسین که هنوز هم بعد از 20 سال همان حال و هوای ضدامپریالیستی دهه‌ی 60 در صحبت‌هایش دیده می‌شود؟ آیا به احمدی‌نژاد رای دهند که با نفت 140 دلاری کشور را دچار این وضعیت بد اقتصادی نموده، یا به آن دیگری که 8 سال اقتصاد ایران را در جنگ و تحریم حفظ کرد و آنرا سالم به در برد؟ و …

این سوال‌هایی است که حضور مهندس موسوی در صحنه‌ی انتخابات برای اقشار حزب‌اللهی و پایبند به ارزش‌ها ایجاد خواهد کرد. حتی اگر این فعل و انفعالات احتمالی حاصل طراحی‌های اصلاح‌طلبان نباشد، اما باز هم نتیجه‌اش چیزی جز اینکه ذکر شد نخواهد بود.

قطعا در صورت کاندیداتوری میرحسین موسوی و همچنین حضور مهدی کروبی، آرای احمدی‌نژاد بسیار کمتر از 17 میلیونی خواهد شد که وی را به مقام ریاست‌جمهوری رساند. مهدی کروبی شعار‌های پوپولیستی احمدی‌نژاد در زمینه‌ی اقتصاد را خنثی خواهد کرد و میرحسین نیز هماورد قدرتمندی است برای شکستن ادعای رئیس دولت نهم مبنی بر انقلابی بودن و پایبندی به ارزش‌ها. با این احتساب باید باز هم به انتظار یک انتخابات دو مرحله‌ای نشست. چرا که با ترکیب «احمدی‌نژاد، کروبی، میرحسین و احتمالا یک کاندیدای دیگر از جناح راست» به نظر نمی‌رسد که هیچ فردی توان کسب آرای قاطع را در مرحله‌ی اول انتخابات داشته باشد. لذا با شکل‌گیری یک دوقطبی در مرحله‌ی دوم، باید نشست و دید که امواج آرای سرگردان اینبار چه جناحی را کامروا خواهد کرد.

مطالب مرتبط:

نتيجه انتخابات سال آينده مشخص شد!

پنج‌گانه‌ای از صحنه‌ي سیاست ایران!

Entry Filed under: سياست, مقالات. برچسب‌ها: , , , , , , , , , .

1 Comment Add your own

  • 1. afshin  |  ژانویه 28, 2009 at 5:24 ب.ظ

    fagat kary konid ke yek kandida dashte bashid ta piroz bashim

    پاسخ دادن

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


وبلاگ های دیگر من

برترین مطالب

نوشته‌های تازه

لينك هاي خوشمزه

دوستان

سايت ها

بایگانی

دسته‌ها

توئيت هاي من در توئيتر