Archive for سپتامبر, 2008
مجموعه صحبتهای تاریخی حجتالاسلام علمالهدی در سال 87
چند سال پيش و در زمان رونق مطبوعات دوم خردادي يعني سالهاي 76 تا 78، روزهاي شنبه ستون ثابتي در بعضي از اون روزنامهها به چشم ميخورد؛ صحبتهاي حجتالاسلام غلامرضا حسني امام جمعه اروميه در خطبههاي نماز جمعه که روز قبل برگزار شده بود!
اما اگرچه امروز هم مطبوعات مستقل و قدرتمند از نفس افتادهاند، هم حجت الاسلام حسنی انگار دیگر آن توان و انرژی سابق را در ..شعرگویی و جلبنظر افکار عمومی ندارد، اما مدتی است که شاهد ظهور یک پدیدهی آیندهدار در این عرصه هستیم؛ حجتالاسلام علمالهدی امام جمعه مشهد! بر همین اساس با آغاز سال جدید، شروع به جمعآوری حرفها و اظهارنظرهای جالبتوجه یا احمقانهی ایشان که قابلیت ثبت در تاریخ را دارد کردم تا روزی پس از رفع توقیف مهتاب بتونم چاپش کنم! اما صحبتهای دیروز ایشون که بار دیگه خانمهای بدحجاب (به قول خودش) را پیادهنظام امپریالیسم دانسته بود، منو تحریک کرد که اون مطالب رو در اینترنت منتشر کنم، شاید اینجوری فایدهاش بیشتر باشه!!
دیگه بیشتر زر نمیزنم. اینهم 7 مورد از صحبتهای جالب و البته ابلهانه آقای علمالهدی امام جمعه مشهد:
Add comment سپتامبر 20, 2008
سكولاريزاسيون در ايران؛ واكنشي به عملكرد حكومت ديني!
در خبرها آمده بود كه طبق نتايج يك همهپرسی در ایران 40 درصد از پاسخگویان اعلام کرده بودند که سکولار هستند و 33 درصد از جوانان هم گفته بودن که هیچ گونه اعتقادات مذهبی ندارند!
من به نوبهی خودم این پيروزي را به حضرت امام خامنهای و نظام مقدس جمهوری اسلامی تبریک میگویم. این کار مهم و سترگ (دینگریزی) را حتی حکومت پهلوی در طی 5 دهه نتوانسته بود انجام دهد، حکومت پهلوی که هیچ؛ بزرگترین نظامهای سکولار و لائیک هم در عمر چند صد ساله خود از انجام این مهم عاجز و ناتوان بودهاند. به جرات میتوان گفت که در اکثر قریب به اتفاق جوامع سکولار هم هیچ گاه 33 درصد از مردم خود را «بیدین» معرفی نمیکنند!! حال چطور شده که در «مملکت امام زمان» و زیر سایه «ولایت فقیه» و با وجود صدها هزار روحانی مذهبیِ وابسته به حکومت، جوانانی که 12 سال در سیستم آموزشی (بخوانید تبلیغاتی) همین رژیم تحصیل و شستشوی مغزی شدهاند در یک نظرسنجی خود را سکولار و حتی بیدین معرفی میکنند!
به نظر من در حکومتی که خود را دینی معرفی میکند و ایدئولوژی آن مبتنی بر اعتقادات ناب مذهبی است، نتایج چنین تحقیقی در اصل فقط گواه عدم اعتقاد مردم به «دین» نیست، سند عدم اعتقاد و اعتماد آن ملت به حکومت خود است. اگر دین در این کشور برابر با حکومت و حکومت برابر با دین است؛ پس عدم باور به گزارههای مذهبی به منزلهی عدم باور مردم به حکومت و در نتیجه نامشروع بودن حکومت و کارگزاران آن از دید مردم است. گمان نمیکنم کسی در این حرف من شک داشته باشد و حتی مدافعان متعصب رژیم هم بنا به منافع خود درصدد خدشه وارد کردن به آن باشند.
اما حالا که یک شیوهی دیگر برای اثبات قضیهي تالس (منظور عدم مشروعیت جمهوری اسلامی است) پیدا کردیم، بد نیست که بدانیم دلیل این رویگردانی ملت از مذهب و دشمنی با حکومت چیست؟ مگر صدا و سیما از خود حکومت نیست؟ روزنامههای متمول (با آن قیمتهای ارزان) مگر وابسته به حکومت نیستند؟ مگر نظام آموزشی ما برخاسته از ایدئولوژی رژیم نیست؟ و مگر…….؟؟ چطور میشود که در چنین جو بسته و یکطرفهای، ماهیانی پیدا شوند که کاملا برخلاف جریان آب شنا کنند؟ جوانان در نبود آزادی بیان و اندیشه و در حضور پررنگ مبانی اعتقادی حکومت در محیط اطراف خود (حتی روی دیوار مدارس و دانشگاهها)، تفکراتی را در سر داشته باشند که دشمن درجه یک ایدئولوژی حکومتشان است؟ کدام رسانه و کدام رهبر اپوزوسیون این چنین این مردم را هدایت و سازماندهی کرده است؟ آن رسانه به عقیده من عملکرد روحانی محل ما و جوجهبسیجی تفنگبهدست و جماعت مسجدی ایرانند! آن رسانه کارنامهی امثال کردان و کثافتکاریهای امثال مددی است. آن رسانه روحانیونی هستند که پالیزدار بخشی از خدمات اقتصادیشان! را افشا کرد. این حاکمان باید بدانند که تا زمانیکه آنها حکومت میکنند، جریان اپوزوسیون نیاز به هیچ گونه رسانه و تبلیغات ندارد! بهترین و موثرترین تبلیغات در تخریب چهرهی حکومت همان گفتار مسئولان ما و کردار آنان است.
دیگر خسته شدم.
یاحق.
Add comment سپتامبر 1, 2008